تبلیغات
اشعار عاشقانه ی من - خانه ی دوست کجاست

اشعار عاشقانه ی من

بالبخند بیاو نظربذار

خانه ی دوست کجاست

"خانه دوست کجاست؟"در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید.

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

"نرسیده به درخت

کوچه باغی که از خواب خدا سبز تر است

و در آن عشق به اندازه ی پر های صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر  زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست."



[ چهارشنبه 21 فروردین 1392 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه